پيرمرد به من نگاه کرد و پرسيد چند تا دوست داري؟
گفتم چرا بگم ده يا بيست تا...
جواب دادم فقط چند تايي
پيرمرد آهسته و به سختي برخاست و در حاليکه سرش راتکان مي داد گفت
تو آدم خوشبختي هستي که اين همه دوست داري
ولي در مورد آنچه که مي گويي خوب فکر کن
خيلي چيزها هست که تو نمي دوني
دوست، فقط اون کسي نيست که توبهش سلام مي کني
دوست دستي است که تو را از تاريکي و نااميدي بيرون مي کشد
درست وقتي ديگراني که تو آنها را دوست مي نامي سعي دارند تو را به درون نااميدي و تاريکي بکشند
دوست حقيقي کسي است که نمي تونه تو رو رها کنه
صدائي است که نام تو رو زنده نگه مي داره حتي زماني که ديگران تو را به فراموشي سپرده اند
اما بيشتر از همه دوست يک قلب است. يک ديوار محکم و قوي در ژرفاي قلب انسان ها
جايي که عميق ترين عشق ها از آنجا مي آيد
پس به آنچه مي گويم خوب فکر کن زيرا تمام حرفهايم حقيقت است
فرزندم يکبار ديگر جواب بده چند تا دوست داري؟
سپس مرا نگريست و درانتظار پاسخ من ايستاد
با مهرباني گفتم: اگر خوش شانس باشم، فقط يکي و آن تو هستي
بهترين دوست کسي است که شانه هايش رابه تو مي سپارد و وقتي که تنها هستي تو را همراهي مي کند و در غمها تو را دلگرم مي کند .کسي که اعتمادي راکه به دنبالش هستي به تو مي بخشد .وقتي مشکلي داري آن راحل مي کند و هنگامي که احتياج به صحبت کردن داري به توگوش مي سپارد و بهترين دوستان عشقي دارند که نمي توان توصيف کرد، غيرقابل تصوراست
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر