۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

در سوگ شهادت هاله سحابی

شنیدن خبر شوک آورشهادت هاله سحابی  که همه ی ما مردان و زنان را به سوگ نشاند
این بار تسلیت گفتن کار ساده ای نبود .
 اصلا به که باید تسلیت می گفتیم  ؟ 
به مادرم که هفت سال او را ندیدم و در نبود من جان داد؟
به همسر زندانیم در سیاه چال رژیم ؟
به فرزندان آواره ام ؟
به پسرم روی ویلچر ؟
به فامیلم که دلم برای یک لحظه دیدنشان گرفته وبغض دوری گلویم را فشرده ؟
به مادران دور افتاده از فرزندانشان  در گوشه ی زندانها ؟
به خواهران در بندمان در زندانهای رژیم ؟
به دختران جوان و پرآرزویی که روزهایشان در سلولهای تنگ و حصارهای بلند می گذرانند و یا به خودم که در غربت و تبعید هر روزم بسان یکسال میگذرد . به کجاباید صدایمان را ببریم ؟

بغض های در گلویمان را در کدام صفحه ی تاریخ بنویسم  ؟

دیشب من در غربت گریستم ، مادرم در قبر گریست و همسرم در زندان رژیم و پسرم بر روی ویلچر اهدائی مقام معظم رهبری و فرزندانم در ناکجاآباد . هرکدام از چند  نسل متفاوت ، از یک سرزمین ، از یک مرزو بوم و به دور از همدیگر.... و چشم هایی که از این همه گریه و آه کم آورده اند.

 
این شعر را به خانم هاله سحابی تقدیم می کنم.
مادرصلح ، زنی از جنس محبت  ، به لبخند برلبهایش ، به صبوری ها و مقاومتش ،
به روزهای سخت او و پدرش و به همه هموطنان و هم نسلانم ، به مادرانم، به خواهران سرزمینم که همه در سوگ فقدان او و انسانیت فراموش شده  اشک می ریزیم . 
    

به هاله سحابی عزیز سفرکرده
مادر خوبم مادر خوب وطنم


 تکرارت می کنم مادرم !  
صورتت می لرزد در نگاه این شهر
زخم می خورند پلکها از ندیدن
چشمهایت ابری نیست که ببارد
انگار زمین نچرخد
 چشمهایت را نمی بندی
آسمان کم ات می آورد
ساعتها هم ورق می خورم
تا نبینم این تاریخ منحرف را
کدام سرباز بر نفسهایت قدم گذاشت
کدام شب دفنت کرد مادرم!
کدام روز خیره ماند نگاهت
کی بود که مضمن شدی در فریادها
تسلیتم را با کدام خط بنویسم که نلغزد
بر کدام خطوط بخوانمت
باید تکرارت  کنم مادرم!
درخوابهای پریده ام
در لالایی هایی که بویت را می دهد
در نفس های که نمی آیند
تکرارت می کنم در بوی باروتها یشان
در پشت بامهایی بی ارتفاع
در رژه های خاموش و خاطره های نیامده
 تکرارت می کنم مادرم!
در جغرافیا یی که تو ندیدی و
 این پوتین های بیمار و گلوله های بی صدا
چه خوب صدایت را می شنوند

۱۰ نظر:

آریا وطن دوست گفت...

روحش شاد وراهش مستدام باد

محمد نیکوئی گفت...

درود بر استاد عزیز - دلم شکست هم برای غم فقدان مرحوم هاله سحابی هم برای غم بزرگ شما در غربت

محمد نیکوئی گفت...

درود بر استاد عزیز - دلم شکست هم برای غم فقدان مرحوم هاله سحابی هم برای غم بزرگ شما در غربت

Unknown گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
جهانبخش بهادرانی کلن آلمان گفت...

استاد عزیز جناب مقدم من هم مثل شما در غربت و تبعید هستم کاری نمیشه کرد مملکت ما در دست اجانب است - دست ما کوتاه و خرما بر نخیل - برایت آرزوی صبر و بردباری دارم

Unknown گفت...

با سپاس و تشکر از تمامی هم میهنان عزیز و یاران همراه که منت گذاشته و در مدت یکسال و نیم گذشته همواره سنگ صبور این حقیر بوده و هستند و با آرزوی پیروزی هر چه سریعتر ملت قهرمان ایران بر حکومت جهل و خرافه آخوندی برای همه سلامت و سعادت آرزومندم سیروان مقدم هلند

اختر الملوک ضرابی خامنه - کالیفرنیا گفت...

واقعا جای تاسف دارد که این از خدا بیخبران دست روی چه شخصیتهایی میگذارند وبنوعی میشه گفت دارند گلچین میگنند ملت ما را

jilla giti negar paris گفت...

hame dar in mosibat sharik o sahim hastim hale sahabi shahid hame melat iran ast . rohash shad

اکبر نوروزی هزاره - اصفهان ایران گفت...

آقای مقدم با سلام من برای تمام پستهای شما نظر نوشته ام ولی هیچکدام نمایش داده نشده حدس زدم شاید خودتان نظرات را پاک میکنید و شاید هم علت اینترنت است . در هر صورت وبلاگ خوب و عالی هست دست شما درد نکند. روح این جان باختگان مرحوم عزت الله سحابی و خانم هاله سحابی شاد

منتظر ظهور امام زمان (س) گفت...

چرا شما خارج نشینان هر کس به هر سببی سقط میشه میندازید گردن حکومت جمهوری اسلامی. شما اونجا جیره تان را از اجانب بخورید چکار به اوضاع ایران دارید .یکی با مرض سرطان میمیره یکی خر لگدش میزنه یکی تصادف میکنه اینها چه ربطی به حکومت جمهوری اسلامی داره کم چرت وپرت بنویسید کثافتها بروید جیره خوار بیگانگان باشید